دلم برای فرحان تنگ شده ، خیلی وقت بود دلم اینجوری برای کسی تنگ نشده بود ، خیلی وقت بود از کسی دور نبودم ... اصلا از وقتی گفت داره میره و یاعلی گویان عزم رفتن کرد ، بغضم گرفت . نمیدونم به چی این پسره وابسته شدم اصلا باهاش حرفم نزدم که بگم دلم برای حرفاش تنگ شده ، هیچی . دلم برای خوب بودنش تنگ شده ، خیلی خوب بود . مرد بود همین ...
فرحان همیشه توی ذهنم میمونی مهربون ...همیشه ی همیشه . اصلا نوشتم که یادم نره .
پ.ن: اولین باره که اسم یه پسر رو اینجا میارم . و شاید هم آخرین بار ...
پ.ن:نمیتونم به کسی بگم که دلم براش تنگ شده ...
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی